خرید بک لینک
وقتی که دیگر نبودمن به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفتمن به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بداردمن او را دوست داشتم وقتی که او تمام کردمن شروع کردم وقتی که او تمام شدمن آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدنمثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن..تنها آرزویم این است که زمان آنقدر لفت نمیداد، آنقدر کند و فس فسی نبودو زودتر 20 سالم میشد یا 30 یا 40سن مردان جا افتاده ی مهم و معتبر.چه احمق بودم،و امـــــروز کاش زمان آنقدر شتاب زده و عجول نبودکاش یک آن فرصت میدادکاش دوباره 12 سالم بود...کاش از آن ای کاش های محال ..

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 5 اسفند 1402 ساعت: 15:20

کاش فقط ای کاش دوباره ۱۲ سالم بود و فقط یک بار دیگر کنار عشق ابدی ام ، میم مینشستم و بوی کفش های کتونی اش به دماغم میخورد ..

- داریوش مهرجویی، درخت گلابی

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 5 اسفند 1402 ساعت: 15:20

فردا هوای اینجا سرد وخیلی سرد میباشد ! من و مدیریت درخواست هوای گرم داریم خطاب به جبهه هوای گرم : نگو نگو نمیام نگو نگو نمیاااام نگووو

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1402 ساعت: 23:04

کی وقت کردین اینقدر بیرحم باشین آدما ؟

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 16:24

نگاهت باران بود!
که هربارماهی ها به جشن مهتاب دعوت می شدندباریدن می گرفت

هر بار که سرخپوست ها به دور آتش می رقصیدند...

- از خیلی وقت پیش این تیکه شعر یادم مونده بود ، زمزمه ی آموزگاری شریف و ..

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 16:24

صفحه بندی